۴ اسفند ۱۳۸۸

بازدید از مجتمع آموزشی سلمان فارسی

امروز سه شنبه 4-12-1388 بود و من و آقای مرتضوی همکار خوبم باتفاق به مجتمع سلمان رفتیم که عکسهای آن در پی می آید:


اطاق مدیر محترم مجتمع آقای کشاورزی
حیاط مجتمع و زمین بازی بچه ها 
و اینهم ویترین جوایز مدرسه
این هم یک دانش آموز شیطون با یک بادمجان کوچک زیر چشم چپ  که بایستی  مدتی در راهروی مدرسه  منتظر بماند . . .
آقای مرتضوی همکار خوبم  در کلاس "طرح آموزش زبان انگلیسی مخصوص دوره ابتدایی و اول راهنمایی "
و جایجای دیوارها از علائم زبان پر است .
و این جمله هم تقدیم است به دوست عزیزم آقای عبدالمجید نظری
در تـــــــرکیـــــه .
و اینهم آخر ماجرا :
همکاران مجرب و متعهد و عاشق شغل و بچه ها  .
و درعکس  سمت راست ، دانش آموز تنبل زبان که وقت سر خاراندن هم ندارد . . .

احوالپرسی یک همکار بیمار در منزل وی به اتفاق اعضای سرپرستی

دوستان به ترتیب از چپ به راست:
آقای ابراهیمی
آقای رستم پور
آقای بیات
و آقای دادی پورانی(بیمار کلیوی)
آقای عدالتی
آقایان حسینیان و حاج موسی تراویده

 
آقای بورانی ، محل جراحی برای عبور لوله های اتصال رگها را نشان میدهد.

 
و سقف راهروی منزل . . .

 
و وضع اسفبار کوچه های  منطقه "سطوه"

 
و بعد از دلجویی  از بیمار و خانواده   او  خداحافظی  کردیم . و یک دوری در آن منطقه زدیم  و فقری  در آن محله ها دیدیم که باورش مشکل است . در گزارشات بعدی  بیشتر اشاره خواهم کرد . ان شا الله .

۲۴ بهمن ۱۳۸۸

باز هم تصاویری از بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامی ایران عزیز


باز هم تصاویری از بزرگداشت سالگرد انقلاب اسلامی ایران عزیز














.
در کنسولگری دبی
پخش سرود جمهوری اسلامی



و بعد پذیرایی. . .


۱۹ بهمن ۱۳۸۸

محرم و بهانه من

چه گواراست این شربت زعفرانی اما تشنه از محله ی ما رفت عباس تعزیه .
*
هر روز و هرسال مداح ها تو را در هیئت ها سر می برندو تو هنوز زنده ای .
*
ما را ببخش پولمان نرسیداز تهران مداح دعوت کنیم کرایه ی استریو و اکو هم نداشتیم صدای بد مرا بپذیراز اینجا از همین بلندگوی دستی .
*
لب این حوض می نشینم چنگ ابی بر می دارم و به آن زل می زنم وقتی بهانه ای ندارم برای سرودنت .
*
نه تابلوهای فلکسینه شمایل های سه در پنج نه استریوهای ۸ باندنه انبوه جمعیت چه مجلس خلوتی داری اینجافقط منم و دوازده بند محتشم .
سعید بیابانکی

۱۸ بهمن ۱۳۸۸

ایام سوگواری سالار شهیدان در مجتمع مسکونی ما


این هم فرزند آقای کشاورزی، احمد آقا که با نوحه سرایی مجلس را معنویتی دیگر بخشید.

.






.


سوگواری سالار شهیدان در مجتمع مسکونی ما یعنی توحید در سه روز برگزار شد .



آنهم در منزل آقای کشاورزی.



آقای مغیث استاد ادبیات فارسی ، بزرگی از همدان و بسیار دوست داشتنی برایمان از ادبیات عاشورا گفت و گریست و ما هم .