۱۴ مرداد ۱۳۸۸

ملایــــــــر - منزل خواهــــــــــــر

برای خداحافظی رفتم ملایر .
منزل خواهرم . این عکس را آنجا گرفتم .
بغل دستی من مهیـــــــار است . از دست و پا معلول و از نظر هوش بسیار بالاست . و بسیار هم با صفا.
آینده خوبی را برایش پیش بینی می کنم . شاید طوری شود که برای امثال من معلم بشود . ما را درس بدهد .
...... آنروز خیلی خوش گذشت . دیداری تازه شد و خواهری خوشحال شد . مهیار را دیدم و امیرحسین دایی مهیار را و زهـــرا مادر مهیار و لطف خدا را .



هیچ نظری موجود نیست: